هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

210

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

سواره بودند و با شمشير بر آنان يورش مىبرد تا بالاخره آنها را پراكنده ساخت ، آنگاه دسته ديگرى سر رسيدند و او همان كارى كه با ديگران كرده بود با اينان كرد و در ادامه مىگويد آنها چندين بار به محمد نزديك شدند و على در برابرشان مىايستاد و در مجموع ده تن از بنى سفيان بن عوف را از دم تيغ گذراند در اين هنگام جبرئيل بر پيامبر ( ص ) فرود آمد و به او گفت : اى محمد ! فرشتگان از اين هميارى و ايثار در شگفت ماندند . فرمود : و چرا چنين نكند در حالى كه من از او و او از من است جبرئيل گفت : من نيز از شما هستم . در آن روز ندايى از آسمان شنيده شد كه مىگفت : شمشيرى چون ذو الفقار و جوانمردى چون على وجود ندارد ( لا فتى الا على لا سيف الا ذو الفقار ) در اين باره از پيامبر خدا سؤال شد فرمود : اين صداى جبرئيل است . اين حديث را گروهى از محدثين نقل كرده و از جمله اخبار مشهور است . در شرح نهج البلاغة افزوده شده است كه : در برخى نسخه‌هاى مغازى ابن اسحاق همين خبر را يافتم و دربارهء آن از مراد خود ، عبد الوهاب بن مسكينه جويا شدم فرمود از اخبار صحيح است به او گفتم پس چگونه است كه در « صحاح » ، وارد نشده است ؟ فرمود : مگر هر چه صحيح باشد حتما بايد در صحاح آمده باشد . گردآوردندگان صحاح به بسيارى از اخبار صحيح توجه نكرده و آنها را ناديده گرفته‌اند « 1 » . از جمله ديگرانى كه حديث لا سيف الا ذو الفقار را روايت كرده‌اند صاحب « رياض النضرة » در جلد دوم ، على بن سلطان در « مرقات » ، امام احمد در مناقب خود و الهيثمى در مجمع الزوائد و طبرى و غيره هستند « 2 » . مؤلفين سيره رسول خدا ، متفق القولند كه على ( ع ) در آن روز برخوردى داشت كه تاريخ براى هيچ كس ديگر ، ثبت نكرده است او خود را و هر آنچه كه به زندگيش مربوط مىشد براى در امان ماندن جان پيامبر ، فراموش كرده بود . خون بر شانه‌هايش همچون جگر شتر ، دلمه بسته بود و شمشيرش را چون گردبادى بدست داشت كه با نزديك شدن هر جنگجويى ، پاره پاره‌اش مىكرد و هر دسته‌اى را از هم مىپراكند و قهرمانانش را به زمين مىانداخت و حمزه بنا به آنچه در روايت ابن كثير در « البداية - و النهاية » آمده در ميان مشركان همچون افسانه‌ها ، با شمشير خود آنان را لت و پار

--> ( 1 ) نگاه كنيد به شرح النهج ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 372 ، نبرد احد . حديث لا فتى الا على لا سيف الا ذو الفقار را طبرى نيز در تاريخ خود آورده است . ( 2 ) نگاه كنيد به « فضائل الخمسة » ج 1 ، ص 343 .